|
درمان اعتیاد بحث و تبادل نظر پیرامون جهان بینی و صورت مساله اعتیاد (لژیون سرکار خانم آرزو خلجی )
| ||
|
به نام خدا اولین هدف و آخرین هدف در سفر اول رسیدن به رهایی مسافران است . ما همسفران پیش از ان که مادر،همسر،خواهر،ویا فرزند باشیم زن هستیم جنسیتی حساس ،قدرتمند،انعطاف پذیرو آنچه مسلم است زمان بسیاری را در تاریکی اعتیاد سپری نمودیم و رنج های بسیار کشیده ایم و از بی توجهی ها و بی مهری ها بغض بسیار کردیم و در حسرت کوچکترین دست نوازشی شبانگاهان گریه کرده ایم وحال ما در نقطه انتخاب هستیم شاید بگویید ما هیچگاه حق نداشته و نداریم و اگر می توانستیم همین الان می رفتیم در یک مزرعه زندگی می کردیم و لی بخاطر وضع مالی،خانوادگی یا بچه هایمان ماندیم و می سوزیم ولی نه شما 1 انتخاب دارید و آن که می توانید یک قربانی باشید و مسافرخود را مسبب و زندانبان خود و رویاهاتان بدانید که در نهایت به خشم،ناامیدی،اندوه و انتقام می رسید یا راه دوم این که زندگی شما در جایگاهی هست که باید باشد و این مسیر زندگی، آموزشی بود که در کنار مسافر خود انتخاب کرده بودید. این تغییر نگرش در ادامه احساس توانایی در انجام امورات و امید و حب نسبت به مسافر را خواهد داشت نکته اینجاست در کنگره در ادامه آموزش ها توانایی تفکر وتصمیم گیری و ادراکمان از مسائل به تدریج کامل می شود تا بتوانیم مسافرخود را یاری رسانیم و او را از شیاطین پس بگیریم و بستری با پایه های فولاد آبدیده از محبت خالص برای رشد فرزندانمان فراهم نماییم تا اثرات تاریکی و زخم های آنها را مرحمی شویم نه آن که دراندیشه انتقام و مچ گیری و زیر سوال بردن مردانی بیفتیم که به علت اسیر شدن در تاریکی ما را ندیدند و علم آن را هم نداشتند که این کشتی شکسته به گل نشسته طوفان زده را نجات دهند ،هر موجودی بنا بر خلقتش دارای بلقوگی هایی است که برای کامل شدن در مسیر رشد خود از آن بهره میبرد و هر مقدار که از آن اصل دورتر شود نا کارآمد تر می شود . مثال :اگر ماهی آب شیرین را در آب شور بیندازیم زیاد دوام نمی آورد و می میرد . انسان هم از این امر مستثنی نیست. بخشش ومحبت و انعطاف پذیری در حقیقت همان قدرتی است که یک زن دارد و با رسیدن به تفکر سالم است که می تواند تبدیل به درختی پر بار شود ولی آفت این درخت همان افکاریست که از ما برده و از مسافرانمان برده دار میسازد و این درد به ضربه ای می تواند تبدیل شود که ظاهرش آزادی ، شادی ، استقلال است اما با تنش از هم گسستگی و قهر و جدایی و بی مادر و پدری فرزندان . با آرزوی باروری این درخت عظیم در وجود تک تک رنج دیدگان و دل شکستگان . شانی دژاکام [ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
روز پنج شنبه مورخ 91/2/28 از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ در نمایندگی شادآباد با دستور جلسه کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن با استادی آقای خدامی برگزار شد و همچنین نهمین سال رهایی و آزادی آقای سعید مجیدی و پنجمین سال رهایی و آزادی آقای محمود خلجی را جشن گرفتیم . خلاصه سخنان استاد : دستور جلسه ایی که این هفته در 26 نمایندگی کنگره در مورد آن صحبت می شود موضوع کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن است . با ورود به کنگره متوجه می شویم اینجا یک سازمان و تشکیلات آموزشی است که در حوزه مواد مخدر ، اعتیاد و درمان اعتیاد فعالیت می کند ، وقتی صحبت از آموزش می شود باید منابع آموزشی که به واسطه آن آموزش ها را منتقل کرد ، وجود داشته باشد . کتاب عبور از منطقه ، CD ها ، جزوات ، مقالات ، دستور جلسلت هفتگی و تمام کلاس های کنگره از منابع کنگره به حساب می آیند اما مهمترین آنها کتاب عبور از منطقه است ، در واقع می توان گفت زیر بنا و فونداسیون آموزشها و به عبارتی مادر تمام منابع و آموزش های کنگره به حساب می آید .
این کتاب چند فرق اساسی با کتابهای دیگر دارد ، اولا تمامی مطالب این کتاب مستند هستند و دارای پشتوانه علمی است و تک تک آنها تجربه شده است و بعد از اطمینان از راستی و درستی آنها به رشته تحریر در آمده است . این کتاب امروز به زبان انگلیسی منتشر شده است و در بزرگترین سایتهای درمان اعتیاد در دنیا معرفی شده است و ما در آینده ای نزدیک شاهد آن خواهیم بود که این کتاب به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است و از آن استفاده خواهند کرد .
متن کامل در ادامه مطلب منبع وبلاگ نمایندگی شادآباد ادامه مطلب [ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
روز پنج شنبه مورخ ۲۸/۰۲/۱۳۹۱ پنجمین سال رهایی مسافر راهنمای عزیزمان سرکار خانم آرزو را با استادی دیده بان محترم جناب آقای خدامی در نمایندگی شادآباد جشن می گیریم. از همه عزیزان دعوت می کنیم در صورت تمایل در این جشن معنوی شرکت نمایند. [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
در مورخه 17/2/91 جلسه لژیون با استادی خانم آرزو تشکیل شد. در ابتدا قسمتی از جهان بینی 2 مورد بحث و گفتگو قرار گرفت . این بخش از جهان بینی مربوط به جهان اصغر و شباهت انسان با هر آنچه که در کائنات وجود دارد می باشد. شناخت نیروهای درونی انسان و توجه به قدرت ذرات وجودی او می تواند کمک بسیاری زیادی در رشد و تعالی او داشته باشد.
در ادامه یکی از سی دی های آقای مهندس با عنوان« طلا» مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. در بخشی از این سی دی چنین آمده است : یکی از مسائلی که یک همسفر سفر دومی باید به آن اهمیت بدهد «طلا» است . طلا به عنوان پشتوانه مالی خانواده جایگاه ویژه ای دارد. پس انداز کردن در قالب طلا می تواند کمک های شایان توجهی به همه اعضای خانواده بنماید. یک همسفر سفردومی پس از بدست آوردن سلامتی مسافر ، یکی از مسائل قابل تاملش ، استحکام پایه های مالی و اقتصادی خانواده می باشد و یک همسفر به عنوان مرکز ثقل خانواده ، می تواند با تدبیر و دوراندیشی نقش بسیار پررنگی در برقراری توازن داشته باشد. آقای مهندس دژاکام ! من به عنوان یک همسفر این اجازه را به خود می دهم تا از طرف تمام اعضای لژیون خانم آرزو از شما سپاسگزار باشم که به تمامی ابعاد و جوانب زندگی اهمیت می دهید و نکاتی را که گاه از یاد رفته اند و یا بنا به دلایلی بی اهمیت شده اند را مجددا یادآوری می نمایید. کافیست کمی فکر کنیم و تعمق نماییم ، آنگاه خواهیم دید که یک انسان واقعی ، چه مذکر و چه مونث ، فرقی نمی کند ، لازم است به معنای واقعی و در همه جوانب رشد نماید و زمانی که دیدگاه خود را به قدری وسعت بخشد که تمامی جوانب را با دقت ببیند می تواند به تعالی واقعی دست یابد. حیاتی داد جان ها را به رقص آورده دل ها را عدم را کرده سودایی که سبحان الذی أسری [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر اکرم ]
امروز ، روز عجیبی بود... من فکر می کنم که کار خوبی انجام دادم که خدا امروز به من پاداش داد. وقتی خونه اومدم حالم خیلی خوب بود. و خدا رو بابت این هدیه شکر کردم. موضوع از این قرار بود که من توی رودروایستی مجبور شدم قبول کنم تا از بچه های کوچیک که توی حیاط کنگره بودن و شلوغ می کردن مراقبت کنم . کار سختی بود چون بچه ها اصلا حرف گوش نمی کردن و چون با من آشنایی نداشتن خیلی به حرفهای من توجه نمی کردن. البته بعد از مدت کوتاهی فهمیدن که من توی جناح خودشون هستم و همین باعث شد تا بعضشی هاشون برن دنبال بازیشون و منو جدی نگیرن ، بعضی ها پیش من بمونن و با من کاردستی درست کنن و بعضی ها هم هر دو کار؛ یعنی هم بازی کنن و هم گاهی وقتها بیان یه سری به ما بزنن و ببینن کار به کجا رسیده و کاردستی ما تموم شده یا نه! کار آسونی نبود اما در پایان.... من به سرعت باد مثل یه کارخونه گلسازی سفارش مشتریای کوچولوم رو درست می کردم و زمانی که بچه ها از چادر بیرون می رفتن دست هر کدومشون یه گل بود. کنگره شده گل بارون!! زمان برگشتن به خونه ، حس خیلی خوبی داشتم . کلی انرژی اونم از نوع پاک و زلالش از بچه ها گرفته بودم. روی سرم پر از ستاره و گنجشک بود... محمدجواد ، بهار ، راستین ، صمد ، امیرعلی و ... خیلیای دیگه که فرصت نشد اسمشون رو یاد بگیرم. خدایا شکر که امروز توفیق خدمت رو بهم دادی . همسفر اکرم [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
لبخند که می زنید در سردترین فصل سال هم که باشم ٬
بهار برایم آغاز خواهد شد. ![]() [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
از زمانی که معنای واژه های پدر و مادر را آموختم ، کلمات شادی ، خنده و امنیت را هم پرمعنا یافتم. والدین من مثل دو پروانه شاد همیشه انرژی و گرمی را در خانه ما به ارمغان می آوردند. البته مثل تمام زندگی ها ، گهگاه ابرهای سیاهی بر بالای آسمان زندگیمان پدیدار می شد اما خیلی زود آن ابر سیاه می بارید و رنگین کمان دوباره نمایان می شد. سختی و دشواری بود اما گذرا و قابل تحمل . تا این که دو سال پیش نقش جدیدی بر کتاب زندگی ما کشیده شد. ما با واقعیتی روبرو شدیم که برایمان کاملا بیگانه بود. با چهره ای آشنا شدیم که هیچ شناختی از او نداشتیم. این چهره ، موجودی به نام «اعتیاد» بود. و زمانی که من حس کردم که در خانواده ای نفس می کشم که یکی از مهمترین پایه هایش ، برچسب «معتاد» را با خود به یدک می کشد، بغض و اندوهی عمیق و وصف ناشدنی بر گلویم نشست و از آن لحظه زندگی رنگ و زیبایی خود را از دست داد. این حس در مادر و برادر من هم وجود داشت. دیگر نه از آسمان آبی خبری بود و نه از ابر سیاه! نه رنگین کمانی بود و نه طراوات پرواز پروانه!! فقط آه و اشک و گریه بود که حرف اول و آخر را می زد... تا این که خداوند دری از درهای بهشت را به سوی ما باز کرد و با خواست او پدر با کنگره 60 آشنا شد و آرام آرام تحول و دگرگونی یا بهتر بگویم دگردیسی در خانواده ما آغاز شد. و به یمن این اتفاق مبارک آرام آرام طعم شیرین آرامش بار دیگر به سراغ ما آمد. اما با عمق بیشتر و فراتر از حد معمول. و حالا پدر من رها شده و... البته زندگی همچنان سختی های خاص خود را دارد اما این بار با نگاه متفاوت ما به زندگی و ایمان قوی تر ما به خداوند دیگر نه با تحمل بلکه با بردباری و صبر از کنار آنها می گذریم.(همسفر پرستو) «عشق الهی را حمد و ثنا می گویم که برایم راه حلی مقتدر و خردمندانه می یابد.» [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
یک بیوگرافی از خودتان بگویید.
آقای حجازی:من علی حجازی هستم.63 سال دارم.کارمند بازنشسته فرودگاه مهرآباد هستم.دارای تحصیلات دانشگاهی هستم.سال 53 با خانم حجازی ازدواج کردم که ثمره ی این ازدواج دو فرزند می باشد. خانم حجازی:من شمسی حجازی هستم.متولد سال 1338.شغلم هم خانه داری می باشد.
ادامه مطلب [ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
دکتر ماسارو ایموتو محقق ژاپنی با انتشار یافتههای تحقیقات خود مدعی شد که مولکولهای آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند .
نظریه این محقق ژاپنی که تاکنون از سوی مؤسسات علمی فیزیکی و زیستشناسی مورد تأیید قرار گرفته است ، مبتنی بر بررسی نمونههای فراوانی از کریستالهای منجمد شده آب و مقایسه آن با یکدیگر است . کتاب ایشان با عنوان های مختلفی چون : The messages from water در چندین جلد منتشر شده است . ایشان در اغلب کشور های دنیا سمینارها و کنفرانس هایی با این پیام داشته و دارند .
پروفسور ماسارو ایموتو پروفسور ایموتو معتقد است که مفاهیم متافیزیکی محیط بر روی ترکیب مولکولی آب تأثیر میگذارد . این
دانشمند ژاپنی که فارغالتحصیل دانشگاه یوکوهاماست ، دارای یک مؤسسه
تحقیقاتی به نام IHM در ژاپن است که امورتحقیقاتی مربوط به کریستالیزه شدن
آب را در آنجا انجام میدهد . دکتر ایموتو معتقد است که همانطور که شکل
ظاهری آب نسبت به ظرفها و مکانهایی که در آن قرار می گیرد تغییر می کند .
شکل مولکولی آب هم نسبت به محیط و شرایط پیرامونی خودش تغییر می کند .
آب
هایی که راکد هستند مانند آب پشت سد ها وآب دریاچه ها بدلیل عدم پویایی
وحرکت از لحاظ نمای مولکولی زشت و کریه هستند . همچنین آب هایی مانند آب
رودخانه ها با
وجود جاری بودن و سیلان داشتند بدلیل اینکه از میان شهرها می گذرند
و اکثر مردم دارای افکار منفی هستند نمای زشتی پیدا می کنند .
بزرگترین
دریاچه در مرکز ژاپن دریاچه بیواکو است . چون آب دریاچه راکد است
و ایستاده ، همین سکون و ایستادن باعث میشود مولکولهای آب زشت شوند . هر گونه
سکون باعث زشتی آب می شود .
با احترام مسافر محمد نظامی منبع وبلاگ عقاب سفید
ادامه مطلب [ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
رهایی همسفر اکرم را از طرف بچه های لژیون صمیمانه به خواهر لژیونی مان و راهنمای عزیزمان تبریک می گوییم.
نابینایی تجربه تلخی بود که سالها در ذهن بیمارمان ریشه دوانده بود و تو بوی شفای این درد کهنه را به مشاممان رسانیدی و سایه سیاه اندیشه مان را به آفتاب روشن حقایق بدل ساختی . عشق و زندگی را در قطرات زلال باران رحمت الهی تماشاگر شدیم و زیبایی و طراوات رهایی را در درون قلب مجروح و شکسته مان نظاره گر گشتیم . پرنده کوچک دل خسته مان بالهای نورسته خویش را گشود و به آرامی در آسمان معرفت و رو در روی دریای بیکران مهر خداوندی به پرواز درآمد. شمیم بهشتی این رهایی هدیه به باغبان باغ آسمانی کنگره 60. [ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
یک بیوگرافی از خودتان بفرمایید .
آقای مجیدی: سلام دوستان سعید هستم یک مسافر. 39 سال سن دارم و 10 سال است که در کنگره حضور دارم 8 سال و 9 ماه هم آزادی دارم و در حال حاضر هم در پست راهنمایی در کنگره خدمت می کنم. خانم مجیدی: من 33 سال سن دارم و حدود 7 سال است که به کنگره می آیم. فراز: من هم حدود13 سال سن دارم و 7 سال است که به کنگره میام.
همان اول هم به شیوه و روش کنگره ایمان داشتید؟ آقای مجیدی: بله.من از طریق سریال مسافر با کنگره آشنا شدم و به کنگره اعتقاد نسبی داشتم.صحبت های آقای دژاکام در سریال مسافر،من را در سال 79 جذب کرد و من وارد کنگره شدم و از همان ابتدا به موفقیت در کنگره ایمان داشتم. خانم مجیدی: من هم به واسطه ی صحبت های آقای مهندس درباره قرص هایی که در عطاری ها بفروش می رسد،جذب کنگره شدم.آقای مهندس گفته بودند این نوع قرص ها، قرص های گیاهی نیست و داخل آن از تریاک سوخته استفاده می شود.من هم شروع به پرس و جو از عطاری ها کردم و همه منکر این قضیه شدند.حتی یکبار هم داخل کپسول را باز کرده و به صحت صحبت های مهندس دژاکام پی بردم .در آن زمان سعید از این قرص ها استفاده میکرد.یک مدت دنبال آدرس کنگره گشتم و خوش بختانه پیدا کردم و وارد کنگره شدم. سعید خواست درمان نداشت که من او را ترک کردم و حدود سال 79 بود که سعید وارد کنگره شد و شروع کرد به سقوط آزاد رفتن. آیا سفر دوم سفری سهل وسخته؟ آقای مجیدی: بله. همان طور که می دانید ما اکثراٌ به قوانین آگاه هستیم و وارد شدن به مسئله ای قطعا آگاهی به قوانین را می طلبد.حالا در هر مقوله ای فرق نمی کند مثل شطرنج و مسائل زندگی. اما خود زندگی قوانینی دارد که خوش بختانه ما در کنگره می آموزیم و سفر دوم هم می تواند کار را راحت و مسیر حرکت را هموار تر کند . عدم اجرای درست هم می تواند کار را سخت کند طوری که انسان مرتب پایش لیز خورده و در گردنه های سخت قرار گیرد. خانم مجیدی: این بستگی به حرکت خود شخص دارد.وقتی که ما پذیرش آموزش ها را داشته باشیم،سفر دوم اصلا سختی ندارد.اگر ما در مسیر سختی ها،آموزش ها را کاربردی کنیم،به نظر من سفر دوم سفری سهل و سخت نیست.بلکه اون سختی هم لذت است. آموزشها هم تجلی یافته از وادی ها،جهان بینی،کتاب و پیامان استادان مهندس می باشد.
متن کامل در ادامه مطلب ادامه مطلب [ شنبه دهم دی 1390 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
جلسه دهم از سری کارگاه های آموزشی کنگره60 ویژه همسفران،به استادی آقای خدامی ،نگهبانی همسفر خاطره و دبیری همسفر پریناز با دستور جلسه فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک راس ساعت 13:30 آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد: کنگره 60 معتقد است که برای رسیدن به درمان کامل اعتیاد،باید بخش های شهر وجودی که بر اثر اعتیاد آسیب دیده،در پروسه درمان به تعادل و سلامتی برسد. این بخش های عبارتند از جسم،روان و جهان بینی.برای بهبود هر یک از اضلاع کنگره یکسری حرکت های اختصاصی در نظر گرفته است که این حرکات همزمان در سفر اول انجام می شود. در قسمت جسم عملیات تیپرینگ انجام می شود که شخص داروی اپیوم و اپیوم تینکچر استفاده می کند و در استپ و پله های 21 روزه درمان می شود.در قسمت روان با تعادل رسیدن جسم و همزمان با شرکت کردن در کلاس های گروه درمانی،روان کم کم به تعادل می رسد.در قسمت جهان بینی هم در واقع تخصصی ترین مسئله،آموزش است. اگر ما به کنگره میاییم آمده ایم تا از تفکرات معتاد گونه و افیونی خارج شویم.تفکرات افیونی منحصر به شخص مسافر نیست و نمی توان ادعا کرد که مسافر فقط نیاز به آموزش و جهان بینی دارد،بلکه همسفر هم شدیدا نیاز به آموزش و بهره برداری از آموزشات کنگره دارد. همسفران هم پا به پای مسافرین نیازمند آموزش هستند نمی توان گفت چون همسفرتجربه خماری و نئشگی را ندارد مسقیم از تفکرات افیونی برخوردار نیست ولی عدم آگاهی و شناخت اعتیاد و عدم اطلاع از قوانین صحیح زندگی در موردان صدق می کند.
پایه و ستون آموزش جهان بینی کنگره را وادی ها تشکیل می دهد.ودر کنار آنها جزوات جهان بینی و CD و دستور جلسات را داریم. یکی از همین دستور جلسات فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک می باشد.عمل سالم موضوعی است که خیلی درباره اش صحبت کردیم.اگر دقت کرده باشیم آرم یا لگوی کنگره سه ضلع دارد معرفت،عدالت و عمل سالم. نقطه شروع معرفت است یعنی کسب آموزش و دانش.و با معرفت به عمل سالم می رسیم و از عمل سالم به عدالت درونی و عدالت در رفتارهای بیرونی. ما اگر آموزش نبینیم و کسب آموزش و شناخت نکنیم،نمی توان عمل سالم را انجام داد چون موضوع واقعا پیچیده ای است و سخت به آموزش و تجربه و گذشت زمان نیازمند است.به قول استاد رعد:باید هزاران قدم برداریم شاید یک قدم سالم باشد. عمل سالم در کنگره به عملی گفته می شود که ظاهر دلچسبی ندارد ولی نتیجه ی سالمی دارد و عمل به ظاهر نیک،ظاهر خوب و زیبایی دارد اما نتیجه ی مخربی و ویرانگری دارد. در جامعه ما تکدی گری زیاد وجود دارد.و همه ما به محض دیدن یک گدا دوست داریم کمکش کنیم چون تصور می کنیم نیازمنده و کمک به نیازمند هم کار خوب و زیبایی است.و ظاهر زیبا و نیک دارد و نتیجه اش می شود اینکه تعداد زیادی به این کار روی می آوردند.پشت پرده ممکن است که خیلی آدم ثروتمندی هم باشد.ولی اگر عکس این کار را انجام بدهیم امکان دارد ظاهر خوبی نداشته باشد اما در باطن این مسئله کاهش پیدا می کند. ما در کنگره نیاز داریم که یکسری از مسائل را یاد گرفته و مسلط باشیم.رویارویی با پدیده اعتیاد شوخی نیست و کار سختی است.شخصیت و تفکرات باید تغییر کند و شخص باید به جایی برسد که بتواند در مدار زندگی به صورت سالم زندگی کند تا حریف اعتیاد شود.اعتیاد قدرتمند ترین نیروی منفی در برابر انسان است.اعتیاد فقط خماری و نئشگی نیست.خماری کمترین تخریب اعتیاده. اعتیاد مثل کوه یخی است که اگر ده قسمت باشد یک قسمتش روی آب و نه قسمتش زیر آب است،یعنی دارای بخش صور پنهان و آشکار می باشد. [ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
فرا رسیدن ماه محرم را برتمامی خانواده ی بزرگ کنگره ۶۰ تسلیت عرض می کنم.به همین منظور جملاتی در این خصوص گردآوری کردم که به شرح ذیل برایتان اجرا می گذارم.
در عجبم از مردمی که برای مظلومی حسینی گریه می کنند که آزادانه زیست و آزادانه زندگی کرد. اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند . این كه حسین (ع) فریاد میزند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. حسین (ع) یك درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمهتمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمیبرد تا به همه حجگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است. مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنهها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آنچنان مردن را، یا اینچنین ماندن را ...
[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ ] [ همسفر آیدا ]
|
||
| [ طراحی : تمزها ] [ Weblog Themes By : Themzha] | ||